حمله کوبنده و خارج از انتظار به ایران؛ برنامه ترامپ بعد از انتخابات

حمله کوبنده و خارج از انتظار به ایران؛ برنامه ترامپ بعد از انتخابات

آخرین مطلبی که فرصت نگارش آن را داشتم اشاره به بیانیه ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن ۵۲ نقطه فرهنگی در ایران داشت و در آن مطلب توضیح دادم که ترامپ منظورش از این گفته، هدف قرار دادن بیت رهبری در تهران است. مطلبی که سردار حاجی زاده چند ماه بعد از آن مطلب

آخرین مطلبی که فرصت نگارش آن را داشتم اشاره به بیانیه ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن ۵۲ نقطه فرهنگی در ایران داشت و در آن مطلب توضیح دادم که ترامپ منظورش از این گفته، هدف قرار دادن بیت رهبری در تهران است. مطلبی که سردار حاجی زاده چند ماه بعد از آن مطلب به آن اقرار کرد. این مطلب قبل از حمله موشکی ایران به عین الاسد در سایت شخصی بنده منتشر شد.

در همان راستا مطلب جدید تقریر و منتشر شده است:

 

ترامپ دو بار با اطمینان خاطر گفته است که مدت کوتاهی بین دو هفته تا یک ماه پس از انتخابات (در صورتی‌که در انتخابات پیروز شود) ایران به پای میز مذاکره آمده و کاملا در رفتار جمهوری اسلامی تغییر اتفاق خواهد افتاد. سوالی اینجا پیش می‌آید که او چطور می‌خواهد حکومت ایران را راضی به مذاکره و سپس توافق کند؟ آن هم توافقی ظاهرا تحمیلی نه اختیاری. به نظر می‌آید جواب این سوال در سوال دیگری باشد: چرا ترامپ انقدر از این بابت مطمئن است؟ این چه برنامه ای که به ترامپ این همه اطمینان خاطر از حصول نتیجه می‌دهد؟

به جای آنکه صراحتا و سریعا به جواب بپردازیم سعی می‌کنیم برای فهم بهتر و پذیرش جواب، مقدماتی را پیش بکشیم. در ماه‌های اخیر اتفاقاتی در منطقه رخ داده که شاید هیچ نوع ارتباطی بین آن‌ها دیده نشود. اما این اتفاقات با یک نخ تسبیح به یکدیگر مرتبط اند و آن هم آینده ایران و نقش آمریکا در آن است. یک به یک سعی می‌کنیم این اتفاقات را بررسی کنیم تا به جواب سوالی برسیم که اول مطرح شد.

در ماه‌های اخیر سه انفجار در ابعاد بزرگ و در خاورمیانه رخ داده که به نظر با یکدیگر مرتبط هستند. اول انفجار در سایت نظامی پارچین که به شکلی فانتزی توسط صداوسیما به انفجار یک مخزن گاز تعبیر شد. این انفجار قطعا صدمه‌ای بزرگ به تاسیسات موشکی ما زده است.

دوم انفجار در نطنز که توان هسته ای ما را هدف گرفته بود و مشخصا بخش زیادی از این توان را دچار اختلال کرده است و سوم انفجار بیروت. انفجار بیروت که محصول آتش سوزی در نزدیکی انبارهای نیترات آمونیوم در بیروت بود. شواهدی نشان می دهد که این ماده توسط حزب الله تحویل گرفته شده و برخی دیگر از شواهد نشان می دهد که حزب الله در مقاطعی این ماده را انبار می کرده که مشخصا از این ماده برای توان تسلیحاتی خود بهره می برده.

 

اما ارتباط این سه انفجار با یکدیگر چیست؟

با دقت اگر به این سه رخداد نگاه کنیم متوجه می‌شویم که این سه انفجار در اصل توان تسلیحاتی را هدف گرفته اند. یعنی سه انفجار در سه مرکز مرتبط با تسلیحات که مربوط به ایران و حزب الله هستند. فاصله زمانی این انفجارها از یکدیگر خیلی زیاد نیست و هر کدام با تفاوت چند هفته بعد از دیگری به وقوع می‌پیوندد.

البته برای اینکه هدف از این سناریو کشف نشود بد نیست چند انفجار دیگر در تهران (مرکز درمانی) و چند پتروشیمی و نیروگاه اتفاق بیفتد تا در نظر مردم و اغلب مسئولان یک سلسله حادثه به نظر برسد.

به فاصله زمانی کمی بعد از این انفجارها وقتی حکومت ایران هنوز از این اتفاقات گیج است، بحث عادی سازی و اتحاد امارات و اسراییل و حالا بحرین و اسراییل مطرح می‌شود. می‌دانیم که اردن، سودان و عربستان هم در صف این عادی سازی هستند. سرعت عمل در این عادی سازی روابط، نشان از دستپاچگی طرف اسراییلی و آمریکایی دارد. گویا این بین از چیزی هراس وجود دارد. که اگر این باشد یقینا آن چیز عکس العمل ایران است. عکس العملی که قبل از وقوعش می‌بایست راه حلی برای کاهش قدرت آن اندیشیده می‌شد که شد.

ضمن آنکه بزرگ ترین استراتژیست نظامی ایران در خارج از مرزهایش سال پیش از میان برداشته شد و یقینا فراهم کردن نیرو نظامی و جبهه‌سازی در خارج از مرزهای ایران دیگر به سادگی قبل نیست. امروز خبر استقبال آیت‌الله سیستانی از خلع سلاح نیروهای شبه نظامی در عراق را داشتیم. این یعنی رویای حشد الشعبی و الباقی میلیشیای شیعه که برای تشکیل و پرورش آن بسیار تلاش شده بود به احتمال زیاد تمام می‌شود.  

توان اقتصادی ایران هم به شدت صدمه دیده است و در این حالت هر لحظه احتمال بروز اعتراضات گسترده می‌رود. در این شرایط ترامپ می‌گوید اگر رای بیاورد ظرف دو تا چهار هفته با ایران توافق می‌کند. این اطمینان خاطر ترامپ نمی‌تواند درست باشد مگر به خاطر برنامه ای که برای ایران تدارک دیده برای بعد از انتخاباتش و آن نیست مگر یک حمله گسترده، کوبنده و سریع السیر که توان تسلیحاتی و نظامی ایران را به یکباره فلج کند، مراکز مهم سیاسی را هدف قرار دهد، عده زیادی از سران را از سر راه بردارد و بعد با دولت انتقالی بر سر میز مذاکره بنشیند.

هدف از تمام این موارد هم خریدن امنیت اسرائیل و گارانتی آن برای مدت سی تا چهل سال یا بیشتر است. توافق اسرائیل و اعراب یعنی آرزوی دیرینه دولت اسرائیل در کنار برنامه «توافق قرن» می‌تواند اسراییل را تا نیم قرن تثبیت کند و ترامپ این را خوب می‌داند که جمهوری اسلامی این اجازه را نمی‌دهد. بحث تلاش ایران برای ترور سفیر آمریکا در آفریقای جنوبی و تهدید شدید الحن ترامپ می‌تواند بهانه مناسب یک حمله دفعی به ایران را برای هر زمانی که لازم باشد به دولت آمریکا بدهد. شاید هم دلیل موجهی برای افزایش حجم حضور نظامی آمریکا را در منطقه.

اگر ترامپ احساس کند که در جنگ انتخاباتی امکان دارد قافیه را به جو بایدن ببازد این احتمال وجود دارد که بهانه‌هایی مانند تلاش ایران برای ترور فلان سفیر یا انفجار فلان جا به ترامپ برای حمله به ایران موجز بدهد. خیلی زودتر از آن دو تا چهار هفته بعد از انتخابات آمریکا.

حال پاسخ این سوال که ترامپ از چه روشی برای راضی کردن ایران به توافق استفاده خواهد کرد مشخص است. از روشی که به حصول نتیجه آن بسیار مطمئن باشد و آن روشی است که دولت ایالات متحده در جنگ با ژاپن در سال ۱۹۴۵ امتحان کرد و جواب گرفت. حمله کوبنده خارج از انتظار.

به هر حال برای فهم زوایای پنهان این موضوع به قول جان بولتون باید منتظر اکتبر امسال نشست، چراکه در اکتبر نتیجه انتخابات مشخص تر خواهد بود و دو طرف اصلی انتخابات برگ برنده را از آستین در می‌آورند. گرچه آن‌ها که منتظر اکتبر می‌نشینند یقینا احمق هستند. 


25شهریور99

دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است
ارسال دیدگاه