نقد و بررسی سریال پیکی بلایندرز

نقد و بررسی سریال پیکی بلایندرز

سریال پیکی بلایندر که تا کنون در ۵ فصل تولید و به نمایش درآمده نمایش زیبایی است از الگوریتم رشد قدرت سیاسی در کشورهایی با حاکمیت فاسد.

سریال پیکی بلایندر که تا کنون در ۵ فصل تولید و به نمایش درآمده نمایش زیبایی است از الگوریتم رشد قدرت سیاسی در کشورهایی با حاکمیت فاسد. در این سریال با  داستانی از یک گروه شارلاتان باقی مانده مردم کلی (عشایر) رومانیایی تبار، واقع در شهر بیرمنگام انگلیس مواجهیم که از راه اقدامات تبهکارانه و فعالیت های مافیایی به کسب قدرت و ثروت می‌پردازند و هر روز بزرگتر و قدرمندتر می‌شوند. این گروه به‌مرور زمان دست از فعالیت‌ها و درآمدهای غیر قانونی مانند دستکاری در نتایج مسابقات اسب‌دوانی، قاچاق و... دست می‌کشد و در فعالیت‌های قانونی مانند تولید خودروسازی و دیگر صنایع سرمایه‌گذاری می‌کند.

در طی این مسیر البته هیچ‌گاه دست از اقدامات تبهکارانه مانند قتل یا رشوه به پلیس نمی‌کشد و و از شارلاتانیزم و قدرت تبهکارانۀ خود به عنوان اهرمی برای رسیدن به مقاصد مالی و اقتصادی استفاده می‌کند. نکتۀ اما مهم در این داستان اتفاقاتی است که برای توماس شلبی، رهبر گروه پیکی‌بلایندر، همیشه در لبۀ پرتگاه انحطاط و سقوط افتاده و توماس شلبی و گروهش را از نابودی نجات می‌دهد. این اتفاقات در اثر لطفی است که وینستون چرچیل نخست‌وزیر شهیر بریتانیا در حق توماس شلبی روا می‌دارد البته این لطف بلاعوض نیست و در عوض آن به شخص شلبی و گروه سفارش‌هایی می‌دهد.

سفارش‌هایی که حاکمیت و سازمان‌های وابسته به حاکمیت به دلیل تبهکارانه بودن آن فعالیت‌ها امکان اجرای آن را ندارند یا نمی‌خواهند از خودشان در این فعالیت‌ها ردی به جا بگذارند. لذا در ازای نجات جان اعضای گروه او از وی درخواست‌هایی برای حذف مهره های سیاسی نامطلوب یا جریانات سیاسی مزاحم می‌کنند. توماس شلبی و گروهش همچنین در ازای این خوش‌‌خدمتی‌ها همیشه درخواست‌هایی از حاکمیت و شخص چرچیل دارد.

در اوایل این درخواست‌ها جنبۀ مادی داشتند و شخص شلبی از چرچیل مجوزهایی برای فعالیت‌های اقتصادی خود طلب می‌کرد اما بعدها یعنی آنچه که در فصل چهارم به نمایش گذاشته می‌شود شخص شلبی در ازای یک معامله بزرگ با حاکمیت یعنی ورود به گروه‌های سوسیالیستی و مارکسیستی برای جاسوسی و نابود کردن این گروه‌ها از داخل جهت جلوگیری از وقوع انقلاب مارکسیستی در بریتانیا از حاکمیت و نزدیکان شخص پادشاه و نخست وزیر درخواست می‌کند مقدمات ورودش به پارلمان را مهیا سازند. از اینجا به بعد چنان‌که در فصل ۵ می‌بینیم توماس شلبی از یک تاجر تبهکار به یک سیاستمداری البته فاسد و تبهکاری به مراتب قدرتمند‌تر از همیشه تبدیل می‌شود، تا جایی‌که در یک دیالوگ بین او و پالی (خاله‌اش) این جمله رد و بدل می‌شود که: «ما از ابرهای قانونی بالاتر حرکت می‌کنیم»

این اتفاقی است که در تمام حاکمیت‌های فاسد می‌افتد. افرادی فاسد در حاکمیت‌های فاسدی که برای مقاصد غیرقانونی و حفظ قدرت خود و حذف رقبا  لاجرم به افراد و گروه‌های تبهکار و شارلاتان اجازه ظهور و بروز می‌دهند و در نهایت در یک معامله بزرگ‌تر آن گروه‌های شارلاتان وارد بدنه حاکمیت و تبدیل به جزئی از حکومت می‌شوند. دقیقاً به همین شکل است که در حکومت‌های به‌ظاهر دموکرات، با حاکمیتی فاسد و شارلاتان مواجه هستیم. حاکمیتی که بخش‌هایی از آن پیش از تن کردن لباس یک سیاست‌مدار در قالب گروه‌های تبهکار یا ثروتمندانی بودند که بستر این قدرت سیاسی را با پول یا اسلحه برای خود فراهم کردند.

گذشته از تمام اینها این سریال گویای یک واقعیت تاریخی است. اینکه بریتانیا چه در خاک خود و چه در خاک مستعمره‌ها و کشورهایی که با آنها در ارتباط نزدیک بودند از طریق توسل به فشار گروه‌های شارلاتان به دنبال اعمال سیاست‌های خود در مقیاس کلان جامعه بود و بدین نحو مستعمراتشان را اداره و سایه قدرت امپراتوری خود را بر سر دیگر حکومت‌ها و مردمانشان در تحمیل می‌کردند.

دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است
ارسال دیدگاه