ترامپ و سلمان باید حساب چه چیزهایی را قبل از عکس‌العمل بکنند

ترامپ و سلمان باید حساب چه چیزهایی را قبل از عکس‌العمل بکنند

تصمیم حاکمان سعودی و ایالات‌متحده برای عکس‌العمل هر‌چه باشد باید حساب چند چیز را قبل از حمله کرده باشند. یقیناً‌ آمریکایی‌ها نمی‌توانند بدون فکر به این سؤالات دست به یک حملۀ‌ نظامی علیه کشوری مانند ایران بزنند.

دیروز شبکه خبری ان‌بی‌سی آمریکا به نقل از یک مقام ارشد اعلام کرد که گویا آمریکا تصمیم خود دربارۀ‌ اینکه حملات هوایی به پالایشگاه و میدان نفتی عربستان از داخل ایران انجام شده را گرفته است. طبق اعلام توییتری قبلی ترامپ، اگر نتیجه تحقیقات مقصر را اعلام کند آمادگی حمله نظامی علیه آن در هیئت حاکمه آمریکایی وجود دارد. از هم‌اکنون ترافیک رفت‌وآمد مقامات آمریکایی و سعودی و منطقه‌ای برای بررسی نوع عکس‌العمل شروع شده است.

سعودی‌ها تا امروز صحبت از مقابله به مثل نکرده‌اند و صرفاً از دیگر کشورهای جهان درخواست محکومیت کرده و اعلام کردند که در ائتلاف دریایی حفاظت از تنگۀهرمز شرکت خواهند کرد. این را می‌توان به دو شکل تفسیر کرد. اول آن‌که سعودی‌ها از اتخاذ هر نوع موضع شدیدی علیه ایران،‌ چنان‌که رفقای آمریکایی‌شان انجام دادند هراس دارند و نمی‌خواهند عجولانه و نسنجیده وارد چاهی‌ شوند که ترامپ تشویق به پرش در آن می‌کند. دوم آن‌که پس از اعلام فرمانده هوافضای سپاه پاسداران مبنی بر اقدام یک نیروی آتش‌به‌اختیار در ماجرای انهدام پهپاد آمریکایی، حرفی که می‌توان آن‌را نوعی تهدید طرف آمریکایی به درگیری و هشدار به منع افزایش نیروهای نظامی در آب‌های خلیج‌فارس تلقی کرد، حضور در یک ائتلاف نظامی دریایی راهکار خوبی برای شروع درگیری باشد، به‌طوری‌که حضور دیگر اعضای ائتلاف در این درگیری تضمین شده‌ باشد. مشخصاً‌ سلمان و فرزند جوانش دیگر نمی‌خواهند مانند درگیری با یمن بی‌گدار و بدون یک ائتلاف قوی وارد معرکه شوند. ائتلافی که در میانه‌ راه میان اعضایش اختلاف افتد و یک‌به‌یک از آن کنار روند.

اما تصمیم حاکمان سعودی و ایالات‌متحده برای عکس‌العمل هر‌چه باشد باید حساب چند چیز را قبل از حمله کرده باشند. یقیناً‌ آمریکایی‌ها نمی‌توانند بدون فکر به این سؤالات دست به یک حملۀ‌ نظامی علیه کشوری مانند ایران بزنند.

اول این‌که در داخل جامعه و سیاسیون آمریکا هنوز توافق جامعی برای شروع یک جنگ وجود ندارد، به‌ویژه آنکه طرف هم ایران باشد و انتخابات ریاست‌جمهوری هم نزدیک. لذا ترامپ مجبور است سلمان را جلو بیندازد و خود پشت سر او حرکت کند. اقدامی که سلمان به نظر جرأت انجامش را ندارد.

دوم، آمریکا نمی‌تواند از پس شک قدرتمند تهاجم ایران به امنیت سرمایه‌های آمریکا و متحدانش در خاورمیانه و جهان در یک دفاع موشکی بر‌آید. توان موشکی ایران در حالی است که لطمۀ‌ پهپادهای حوثی به مراکز نفتی سعودی در برابر آن هیچ به حساب می‌آید. لطمه‌ای که بر اساس برخی نظرات کارشناسی تا حدود ۵۰ میلیارد دلار برای سعودی‌ها آب می‌خورد.

سوم، آمریکا، سعودی و امارات خوب می‌دانند که ایران نفوذ زیادی بین مردم و نیروهای نظامی منطقه دارد. از حزب‌الله لبنان تا انصارالله یمن و انقلابیون شیعۀ بحرین و عربستان. در ضمن بخش زیادی از  مردم کشورهای عربی منطقه در صورت درگیری حامی ایران خواهند بود. این نیروها می‌توانند منطقه و معادلاتش را برای آمریکا و سعودی‌ها به شکل پیش‌بینی ناشدنی تغییر دهند. حتی شاید چارت سیاسی کشورهایی مانند بحرین یا خود سعودی دست‌خوش تغییرات شود. می‌دانیم که اوضاع داخلی عربستان پس از سلمان برای خاندانش چندان وفق مراد نیست.

چهارم،‌ایران به خوبی توان کشیدن پای دیگران را به این معرکه دارد. ایران پیش از این هم گفته در صورت بروز هر نوع تهدید جدی کار اسرائیل را یک‌سره خواهد کرد. در این‌جا اسرائیل گوشت زیردندان موشک‌های ایرانی و حماس و حزب‌الله خواهد بود. مسئله‌ای که دوستان آمریکایی اسرائیل از آ‌ن ناخشنود خواهند شد و یحتمل به راحتی پای اتحادیۀ‌ اروپا را به میدان باز می‌کند.

حضور چندین سالۀ‌ ایران در سوریه اما به‌نوعی مرزهای نظامی ایران را تا کرانه‌های دریای مدیترانه گسترش داده است و این یعنی چتر دفاع موشکی ایران غرب اروپا را هم دربر خواهد گرفت.

از دیگر سو اگر قرار باشد توازن قوا در خاورمیانه به هر شکلی دچار تحول شود قطعاً روسیه و چین بیکار نخواهند نشست. دیدیم زمانی‌که آمریکا در حال تشکیل ائتلاف برای مقابله با داعش در سوریه بود که روسیه رسماً در خاک سوریه نیروی نظامی پیاده کرد. اگر دامنه درگیری تا اینجا پیشروی کند حضور کره‌شمالی هم در کنار این نیروها بعید نیست و در این حالت احتمال تشکیل جبهه‌های دیگری در جای‌جای کره زمین محتمل است. جبهه‌هایی که مانند دو جنگ جهانی قبلی دنیا را به دو قطب تقیسم خواهد کرد و کشورهای زیادی را چه طرفدار و چه بی‌طرف در جنگ وارد خواهد کرد، جنگی بین‌المللی و جهانی.

آمریکایی‌ها نمی‌توانند حتی مانند جنگ بالکان حملات هوایی محدود و کنترل‌شده علیه ایران داشته باشند چرا‌که در آن‌صورت عکس‌العمل حتمی ایران آغازگر یک جنگ تمام‌عیار خواهد بود. این‌ها مسائلی است که ترامپ و دولتش برای ورود به جنگ باید فکری برایشان بکنند. روی کاغذ وقوع یک جنگ برای هر دو طرف و متحدانشان قطعاً به صلاح نیست اما آن‌چه در این میان خطر را جدی می‌کند به قول فرماندۀ‌ هوا فضای سپاه پاسداران ایران حضور عوامل ناپیدا اما تأثیرگذار مانند نیروهای آتش به‌اختیار یا مشاورانی مانند جان بولتن (به‌رغم برکناری‌اش) در ارتش و کنار رؤسای‌جمهور طرفین است.

 

محمدمهدی گودرزی 

دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است
ارسال دیدگاه